نخستین موج فمینیسم در اواخر قرن نوزده با ویژگی تلاش برای کسب حقوق مساوی به ویژه حق رای پدید آمد. فمینیسم لیبرالی در این مرحله با استدلال بر اشتراک ماهیت انسانی یا «جوهره مشترک انسانی» یا برتری ارزش های زنانه و با صرف نظر از تفاوت های جنسیتی، به دنبال برابری منزلت و نقش زن در مقابل مرد، بود. حوزه فعالیت موج دوم به عرصه های مختلف خانواده، کار و نظریه پردازی در حوزه علوم انسانی تعمیم یافت. موج سوم هم بیشتر از دیدگاه پست مدرن، تحولات نظام سرمایه داری و رویکرد افراطی موج دوم متاثر است. در این سه موج عدالت جنسیتی جایگاهی ندارد و با تکثرگرایی نمی توان مبنایی برای عـدالت ترسیم نمود. در این نوشـتار ضمن نقد و بررسی نظریه تساوی به تبیین دیدگاه اسلامی و شاخصه های عدالت جنسیتی پرداخته و معلوم می شود در اسلام درحالی که تفاوت ها نادیده گرفته نشده، تبعیض هم تجویز نمی شود.